|
khoderzae.com |
درد دلهاي شما »» ماه مبارك |

نام : ---
جنسیت : ---
سن : ---
ماه مبارك
به نام خدا
در كوير سوزان وعطشان گناه ، سرگردان وپريشان به اين سو وآن سو مي زدم وسرابهاي
لذت هر لحظه بر سرگردانيم مي افزود .بي توشه وآب مانده بودم در كنار سايه ي
داغ درختي خشك ، ونالان از شلاق هاي پياپي بادهاي شني صحرا سربه زير انداخته
وبا خود نجوا مي كردم : تا به كي سراب لذت را بر نهالستان عفت ترجيح مي دهي ؟
گمان مي كني چسمه ساران و درختان پربار اين سراب خستگي صحرا را از تنت برون
خواهد كرد ؟ زهي خيال باطل كه سراب همواره سراب مي ماند وجز نا اميدي ويأس چيز
ديگري ارمغانش نيست .
آه اي كاش در همان نهالستان جوانه زدن را به نظاره مي نشستي . به خاكش اشك دعا
مي ريختي تا شاخه هايش سربر آسمان گيرند و به ريسمان الهي چنگ زنند وميوه هاي
عشق توأم با لذت را برايت بارور شوند .
اي كاش فرق ميان عشق وهوس را مي فهميدي وهر تير زهر آلود شيطان را تير عشق نمي
خواندي
اي كاش ، اي كاش، اي كاش ...تا به كي اي كاش ها را بذر زمين دلت خواهي كرد ؟
برخيز كه از اين سو كه آمدي راهي به آبادي نيست اين مسير پر خطر است وگرگهاي
درنده پاسبان شبهاي تار آن هستند . برگرد وبيا وباور كن ، باور كن هنوز آغوش
خدا باز است . هنوز اوست كه با هر تپش قلبت صدايت مي زند ، وباهر نفس در جانت
جاري مي شود .
تنها دلواپس لحظه هاي فردايت اوست ، تنها چشم منتظر به راه بازگشتت ديدگان اوست
. نمي شنوي در هر نبض بانگت مي زند كه بنده ام برگرد و دستانم را بگير ، من تو
را از اين صحرا نجات خواهم داد ، تو فقط دستانم را بگير . مگر نشنيده اي كه
دستم بالاترين دست هاست . من تورا با خود به بهشت خواهم برد بيا ودستانم را
بگير .


